تبليغاتX
باغ سيب صداقت

شنبه بیست و ششم اسفند 1385

عید داره از راه.........

عید داره از راه میرسه ولی بقول اخوان:عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم/ گردی نستردیم و غباری نستاندیم/

به هر حال ما مجبوریم مثل همه لباس نو بپوشیم/کتاب کمتر بخونیم/آجیل زیاد بخوریم/ حرف های صد من یه غاز بیشتر بشنویم/و................

امیدوارم خوش باشید

نوشته شده توسط حسن قلندری در 10:9 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385

حکایت احمد خان دشتي و احمد شاه قاجار

در حاشيه نسخه خطي از ادعيه هاي مختلف كه به خط زيبا و استادانه و  مرحوم ميرزا علي  معلم دشتي بر جاي مانده است.

شعري زيبا از طبع موزون و روان مرحوم احمدخان دشتي كه في البداهه در حضور احمدشاه قاجار در شهر رمضان سنه 1338 هـ. ق حضوراً قرائت فرمودند . ايشان ( ميرزاعلي معلم ) در آن حاشيه با ذكر خيري ثبت و ضبط فرموده اند.

 

 

از ورود مركب مسعـــود شاه تاجـــدار                              فارس سايد از شرف بر چرخ تاج افتـــخـــار

پادشاه بر و  بحر احمدشــه جمشيدفـر                              پادشاه پادشاهــان خسرو گردون وقــــــار


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن قلندری در 13:18 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385

سئوال.....

دوستان خوب ، من هم مثل شما اين روزها ذهنم مشغول فيلم سيصد و فرهنگ ايراني است.

شما هم لطف كنيد با نظرتون ذهن من را راجع به اين مسائل ياري كنيد؟

نوشته شده توسط حسن قلندری در 11:28 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385

تذكر آقاي دكتر به بنده

دوست خوبم آقاي دكتر مهرآيين به من ابراز محبت كرده و طي يادداشتي متذكر شده بودند كه به ادبيات بپردازم و نه سياست چون به قول ايشان من اهل ادبم و  نه قدرت .

آقاي دكتر راست مي گويند چون ادباي قدرتمندي مثل سناتور دشتي و فروغي با قدرتشان چه دسته گلي به سر ملت و مملكت و خودشان زده اند كه من حاشيه نشين بخواهم با چند خط خدمتي كنم .

ولي به قول خواجه ي شيراز

(( ‌به جان پيرخرابات و حق صحبت او

                    كه نيست در سر من جز هواي خدمت او ))


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن قلندری در 12:41 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم اسفند 1385

از عبدالحلیم حافظ تا................

نمي دانم چه قدر آهنك هاي ام كلثوم و عبدالحليم حافظ

را گوش داده ايد و يا مي دانيد كه اين دو خواننده از خواننده هاي ملي عرب ها هستند. و عرب ها دوران غرور خود را با اين صداهاي جاودانه گذراند ه اند يا نه ؟  اين دو خواننده يادآور دوران اتحاد عرب ، جنگ با اسرائيل ، شهادت و ....................


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن قلندری در 12:17 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دهم اسفند 1385

همه تون دوست دارم.....

بقول مهدي اخوان دمتان گرم وسرتان خوش باد،از اينكه لطف داريد ممنون،اميدوارم در اسرع وقت شعراي كتاب در دست انتشارم با نام«این چهار فصل خدا بهشت نیست»در اختیار شما که عیار علمی تون بالاست قراربدم.

پچ پچ م کنیم

ومی نویسیم/ازصبح

اززخمهایی که برصبح رفت

تاشب مرثیه خوان وعزادارروشنی باشد

نوشته شده توسط حسن قلندری در 10:44 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم اسفند 1385

فرهاد......

دیشب خسرووشیرین نظامی می خواندم،انشا...دردفعات بعد راجع به نوع عشق در طبقات مختلف اجتماعي درآن عصر مطلبي خواهم نوشت.ولي من ماندم فرهاد آدم خوشبختي بودكه با شنيدن خبر دروغين مرگ شيرين خودش را به كشتن داد وتا امروز هم ورد زبان ها است يا نه؟.......

برآورد از جگر آهي چنان سرد/كه گفتي دور باشي بر جگر خورد/

 به زاري گفت كاوخ رنج بردم / نديده راحتي در رنج مردم  /

www.sepidadam.com

خسرو شيرين

نوشته شده توسط حسن قلندری در 13:4 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفتم اسفند 1385

داستان من وآ تشی

 

 

سرمای ملیحی صورتم را نوازش می داد و من با قدم های بلندی خیابان 16 آذر را طی می کردم . خیلی دلم برای پالتویی که پدرم بابت قبولی دانشگاه به من هدیه داده بود خوش بود . انگار منتظر این سرما بودم . با عجله خودم را به سالن اجتماعات شمال دانشگاه تهران رساندم .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن قلندری در 12:36 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ششم اسفند 1385

ديشب با اتشي.....

راستش من دیشب همش با آتشی بودم،باشعراش با دردهاش،تلخيهاش وشايد گهگاهي شيريني هاش.

 تو غمت را با من قسمت كن/

علف سبز چشمانت راباخاك/

تامدادمن/درسيخ زار كوير كاغذ/باغي از شعربرانگيزد/

تاازاين ورطه ي بي ايماني/بيشه ايي انبوه از خنجر برخيزد/

وحالا مراجعه كنيدبه

 www.avayeazad.com

وشعراي استادبخونيد،تافردا ...........                                           

نوشته شده توسط حسن قلندری در 13:57 |  لینک ثابت   • 

شنبه پنجم اسفند 1385

دزدیده از عشق سخن گوییم

بگذار دزدیده از عشق سخن گوییم
عشق را حسودان بیشماریســــت
پر پر می کنند گلهای احساسمان را
و به تاراج می برند باغ سیب صداقتمان را !
پس بگذار . . .
چون تو می مانی و من
بی هیچ سیب صداقتی
بی هیچ احساس عشقی
  باغی تهی با قارقار کلاغهای تنهاییمان
پس بگذار !
بگذار دزدیده از عشق سخن گوییم 
                                  دزدیده ی دزیده 

 تهران
  آذر 79

نوشته شده توسط حسن قلندری در 12:41 |  لینک ثابت   • 

شنبه پنجم اسفند 1385

زندگی با همه تلخیهاش شیرینه...

روز پنج شنبه جلسه ای بود پیرامون پلیس همیار و فرهنگ ترافیک  .
قراره که ما فرهنگ مقررات راهنمایی و رانندگی رو در کودکان نهادینه کنیم .
هم وطن می دونی سالی 28000 نفر از عزیزان ما در جاده ها کشته می شند ؟

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن قلندری در 12:38 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سوم اسفند 1385

از تخت جمشید تا دردهای من تا دنیای ژورنالیستی تو

مدیر مسئول محترم روزنامه ی نیم نگاه سیدمحمد حسین شفاعتیان
سلام علیکم

در شماره ی 2686 نیم نگاه تاریخ 27/10/85 مطلبی تحت عنوان « تعامل رسانه های فارس ، تلنگری به مسئولین استان » چاپ گردید که به قول شما درد  دلهای دو خبرنگار ارشد و مطرح خبرگزاری های ایرنا و ایسنابود که بی خوابی های شبانه شان را به همدیگر هدیه کرده بودند و این واگویه ها را چاپ کرده بودید به امید آنکه نان گرمی بر سفره خانه « فارس » فراهم آید . خواهشمند است جهت پاسداشت حرفه ی روزنامه نگاری یادداشت های این معلم گمنام و حاشیه نشین در همان صفحه چاپ کرده تا شاید تکه نان تان آمیخته به ایمان معلمی گردد .
با احترام
شیراز.  29/10/85
حسن قلندری


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن قلندری در 11:23 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یکم اسفند 1385

چتر ياد تو

چتر یاد تو

چقدر صدای باران قشنگ است .

وقتی نمی از نگاه تو برمن ببارد

و دستهای خواهشت مرا در آغوش گیرند !

 

چقدر صدای باران قشنگ است .

وقتی که قاب پنجره عکس توست

و قطره های باران اشک شوق تو !

 

بازکن دریچه خیالم را !

تا ببینم

تا بنویسم !

چقدر صدای باران قشنگ است

چقدر !!

وقتی که چتر یاد تو مرا می پوشاند !

حسن قلندری

   شیراز / 21/8/85

نوشته شده توسط حسن قلندری در 13:34 |  لینک ثابت   •