دوشنبه بیست و چهارم دی 1386
در این نظر سنجی تلخ شرکت کنید!
این روزها فامیل ما در غم از دست دادن یکی از جوانان خوب خود عزادار است.سید فرزاد(مجید) حسینی سوغاتش از آفریقا(گینه)مالاریا بود.متاسفانه پزشکان دیر متوجه شدند یعنی زمانی که میکروب تمام بدنش را گرفته بود وتیم پزشکی بیمارستان آتیه تهران هم نتوانستنند او را به بهار امسال برسانند. حالا حسین فرزند یکساله اش باید جای خالی بابا را پر کند.
تولد۳۱/۶/۶۲دشتی بوشهر
وفات ۱۸/۱۰/۸۶آتیه تهران
دوستان خوبی که این مطلب خواندید به نظر شما سهل انگاری از طرف کدام یک از این گزینه هاست؟
۱.وزارت بهداشت بخاطر این که نسبت به موضوع قرنطینه حساسیت زیادی بخرج نداده است.
۲.شرکت راه سازی که در گینه کار جاده سازی انجام می داده ونسبت به واکسیناسیون کارکنان وکارگران کاری انجام نداده است.
۳.خود مرحوم سید فرزاد هر چند که چندین بار به پز شک مراجعه کرده بوده است.
خدایش بیامرزاد
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
شعری از شفیعی کدکنی
تو از تبریز و
او از ساحل بوشهر
با شعر هامان شمع هایی خرد
بر طاق این شب های وحشت بر می افروزیم
یعنی که در این
خانه هم
چشمان بیداری
باقی ست
یعنی که در اینجا می تپد قلبی و
نبض شاخه ها زنده است
هر چند
باز هر سبز آلوده واز وحشت آکنده است
این شمع ها گیرم نتابد
در شبستان ابد در غرفه ی تاریخ
گیرم فروغ فتح فردایی نباشد
لیک گر کور سو
گر پرتو افشان
هر چه هست این است
یاد آور چشمان بیداری ست
وز زندگانی
گر چه شادی شوکران آکند
باری نموداری ست.

