پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
.............
تا از میان تمام واژه ها
صداقت
ومهربانی را بچینم
تا
تقدیم کنم
به مردمی که
آدمی را
لا به لای دروغ های بزرگ
گم کرده اند!
شنبه بیستم بهمن 1386
جواني استاندار بوشهر(علي افراشته)
اين عكس جواني علي افراشته استاندار بوشهر هست كه آنروزها در جهاد سازندگي خورموج فعاليت مي كرد. (در كنارش سيد محمد لطيفي وآقاي رضوي قرار دارند)
شايد روزي او هم كتاب خاطراتش منتشر كرد.افراشته مسير چندان همواري براي رسيدن به استانداري طي نكرده و لي اين روز ها آرامش نسبي دارد.
شايد سوژه ي ، پيراهن هاي مشكي/عزل زينبي/ تصويب طرح هاي هيئت دولت/ بحران عطار/و...............صفحات مهم كتاب افراشته باشد.
راستي مانده ام براي اين عكس بنويسم
بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي!
يا
نابرده رنج گنجي ميسر نمي شود!
جمعه دوازدهم بهمن 1386
حرف بابا بزرگ
یا دخترکان شهر؟
این را بابا بزرگ
وقتی برنوبلندش را بدوش می کشید
وتازی
با واق واق خود
اورا برای شکار همراهی می کرد
ازمن پرسید!
حالا بعد از سالها
وقتی صدای تفنگ بابا بزرگ
و واق واق سگ شکاریش
در دامنه ی کوه های مند گم شده است
وقتی که
به تنفس در هوای آلوده ی شهر عادت کرده ام
وقتی که هر روز می بینم
پاسبانان آرام آرام
از دیوار یقه ی مردم بالا می روند
زیر لب می گویم
سگ های آبادی وفادارترند!
نکته ی اول/از دوستانی که در پست قبلی نظر دادند ممنون وسپاسگزارم شاید به نقل از دکتر ناظمیان عزیز/در شهر اگر که یک سر نیشتر است /در پای کسی رود که درویش تر است/
نکته ی دوم /از اینکه مثل گذشته در نوشتن وخواندن وبلاگ ها فعال نیستم عذر خواهی میکنم

